برج خنك كننده برج خنك كننده .

برج خنك كننده

دارم خانه مى آيم و تو نيستى...

 

با جاده كه ميروم، بخشى از تنم، خالى ميماند. وقتى بوسه اى به گونه ام نميرسانى و پشت سرم فوت نميكنى. با جاده كه برميگردم، حجم عظيمى از تن و روانم خالى ميشود. وقتى شاد نميشوى از ديدنم و نميگويى چاى بنوش بعد برو دوش بگير. جاده بخشى از من است. اما تو تمامِ من بودى، كه به خداوندگار، دادَمت.
خاليَم و ... زندگانى به راه خود ادامه دارد.

‎١٩ خُرداد
‎فراخناىِ تنهاييهاىِ عظيمِ صامت.

 



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۳:۴۳:۴۱ توسط:برج خنك كننده موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :