سواحل ِ زندگانى
ردِ پاهاى ِ برخى از آدمها، در زندگانيمان، دُرُست شكل ِ نقشهاى ونگوگ، بر خطوطِ زندگانيمان ميماند.
گاه اين نقشها، با تمام دردهاشان، از آدمى، نقشى ديگر ميسازند. گاهى بايد اين آدمها را سُتود، كه تلنگرهاشان به روان و زندگانيمان، يادمان مى آورد خودمان را. سُتودن اين آدمها تنها و تنها در قلب ِ خودمان امكان پذير است. و تنها و تنها خودمان ميدانيم كه اين رنجها، چه بهاى ِ گرانى دارند و چقدر قابل تقدير و تحسين و تنديس اند. از تَنى چند از نُقوشِ نَقش بسته به زندگانى ِ خويش، بسيار سپاسگذارم.
با تشكر از الطاف رنگين و زمخت و مزخرف ِشما، در زندگانى ِبنده. اميد ِآن دارم كه خداوند، بر شُما ببخشايد.
برچسب: ،
امتیاز:
بازدید: