دو تيك
بعد از گريه ها و زاريها و تنهاييها و رنجها و آزارها، اسمس داد. نه براي من. نه براي احوالات من. نه براي دلگرمي من. نه براي شادي من. اسمس داد براي برنامه اش. تلگرام زد براى برنامه اش.
آيا به من ربطي داشت برنامه اش؟
نداشت. به واقعيت نداشت. هيچ ربطي به من نداشت.
او، از خيال، واهى تر بود. پيامهاش، دو تيك خوردند. و دلم به هزاره اي برگشت كه ثانيه هام تيك ميخوردند. نه يكي، نه دوتا. كه هزاره ها.
برچسب: ،
امتیاز:
بازدید: