برج خنك كننده برج خنك كننده .

برج خنك كننده

" هيچ چيز با تو شروع نشد. همه چيز باتو تمام ميشود."

شيشه ى اتوبوس خوب است-وقتى "خوابهاى طلايى"* به گريه ام مى اندازد-و غمهايم  را به شيشه نجوا ميكنم-و سرم از تكانهاى اتوبوس درد هم ميگيرد-و آسمان هم ابرى است-و جان ميدهد براى گوش دادن به لاى لايى ات كه بغضهايم  را در تنهايى ميتركاند... و قورتش نميدهم-و پاييز... بايد دل بست به پاييز... بايد. و نگاهم را به آسمانت دوخته ام پروردگارا-به آن دورترين نقطه-جايى كه مارا جدا كرد-مرزى كه نميدانم اسمش چيست-شايد زهدان مادرم بوده است در شبى كه پدرم عروسش كرد-فكر ميكنم.

شيشه ى اتوبوس، ستودنى ست، وقتى تنهايى ام، شبيه اولين روز بلوغم، عميق است و خون آلود.

شيشه ى اتوبوس ...

 

 

"برنميگردند شعرها، به خانه نميروند تا برگردى و 

دست تكان دهى..."**

 

به آغوشت محتاجم-به قبرت محتاجم.  

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

عنوان از شمس لنگرودي.  

* آهنگ بي كلام جواد معروفي.

* *شمس لنگرودي.



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۰۳:۴۲:۱۵ توسط:برج خنك كننده موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :